» اسکناس مچاله

مهرگان
 
 
 

اسکناس مچاله

28 دی 1390


یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس هزارتومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

 دست همه حاضرین بالا رفت.

 سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

 و باز هم دست های حاضرین بالا رفت .

 این بارمرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد

 و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالاچه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟

و باز دست همه بالا رفت.

سخنران گفت:دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم.



---


ارسال نظر

نام:
ایمیل:
متن نظر:
 
برای مشاهده بهتر سایت از مرورگر فایرفاکس ، اُپرا و یا گوگل کروم استفاده نمایید