» » تاریخ فلسطین و روز قدس

مهرگان
 
 
 

تاریخ فلسطین و روز قدس

11 مرداد 1392

تاريخچه ی فلسطين
سرزمين پيامبران سرزمين فلسطين كه در قديم كنعان نام داشت داراي 25000 كيلومتر مربع مساحت و در ساحل شرقي درياي مديترانه و در مجاورت كشورهاي مصر سوريه لبنان و اردن قرار دارد.اين منطقه محل ظهور پيامبران بزرگي چون عيسي (ع)، موسي (ع) و محل عبور و زندگاني حضرت ابراهيم (ع) بوده است و از نظر موقعيت ژئوپلتيك نيز بسيار حساس و استراتژيك مي باشد .تاريخ پرماجراي فلسطين با نام وياد انبياء سلف آغاز مي شود حدود 4000 سال پيش حضرت ابراهيم (ع) ظهور كرد پسرش اسحاق و نوهاش يعقوب كه بعدها اسرائيل نام گرفت.دوازده قوم بني اسرائيل از دوازده پسر يعقوب مي باشد هنگامي كه خشكسالي همه جا را فراگرفت يعقوب و فرزندانش به همراه ساير خانواده در منطقه گوشن واقع در ضرق دلتاي رود نيل در مصر اسكان يافتند تا حدود 13 قرن قبل از ميلاد بني اسرائيل بسيار مقتدر بودند و در هنگام حكومت فرعون بر مصر وپيش از ظهور حضرت موسي (ع) جمعيت انبوهي پيدا مي كنند.در قرن 13 ميلادي فرعون بني اسرائيل را تحت فشار قرار داد و حضرت موسي (ع) 430 سال پس از ورود يعقوب به مصر قوم بني اسرائيل را از سرزمين مصر براي بردن به ارض موعود به حركت درآورد موسي (ع) چهل روز از قوم خود غائب شد تا الواح دهگانه را براي هدايت مردم بياورد، قوم وي دوباره به بتپرستي روي آوردند كه بخاطر اين نافرماني بود كه چهل سال در بيابانها سرگردان شدند. بعد از وفات حضرت موسي (ع) بني اسرائيل به رهبري يوشع بن نون (ع) از نهر اردن گذشته و به شهر اريحا وارد شدند.حدود هزار سال پيش از ميلاد حضرت داود توانست اورشليم را از دست فلسطينيان خارج كند و بيت المقدس يا خانه ی خدا را در آنجا بنا كند كه اين بنا توسط حضرت سليمان تكميل شد. بيت المقدس حدود 1100 پس از كعبه در مكه به دست ابراهيم (ع)و 970 سال پيش از ميلاد مسيح (ع) ساخته شد.ساكنان اوليه :در سال 1184 قبل از ميلاد قومي به نام فيليسطين كه از جزيره كرت در درياي مديترانه آمده بودند به فرمان رامسس سوم بين سوريه و مديترانه و ناحيه ی يوپه ساكن شدند، آنان ساحل مديترانه را تا آن سوي كوه كرمل تصاحب كردند و كم كم بخشي از كانونهاي شهري كنعانين حيان در حوالي شهر حبدون، موآبيها در شرق بحرالميت و ادوبيها را در جنوب شرقي يافتند و از نظر تحقيقات باستان شناسي و تاريخي غير ممكن است كه به قوم بني اسرائيل تحت عنوان تاريخي حقوق اولين اشغال كننده يك سرزمين اسناد داده شود.توسعه طلبي امپراطوري هاي آشور و بابل، اختلافات داخلي يهوديان و همكاري آنها با دشمنانشان به منظور سركوبي يكديگر موجب شد تا حكومت اسرائيل به دست آشوريان در سال 712 قبل از ميلاد منهدم شده و مردم آنجا جلاي وطن كرده و دوره گمنامي را آغاز كردند و به جاي آنان بابليان در سرزمين اسرائيليان اسكان داده شدند، در زمان بخت النصر در سال 586 قبل از ميلاد مجدداً كشور يهود مورد حمله ی آشوريان قرار گفت كه منجر به انحطاط و اسارت بني اسرائيل شد. سرانجام در سال 539 قبل از ميلاد كورش، شاه ايران، بابل را تسخير كرد و يهود بني اسرائيل را آزاد ساخت. ظهور حضرت عيسي (ع): حضرت مريم (س) از زنان برگزيده ی عالم بشريت است، عمران پدر مريم از علما و معارف بيت المقدس بود، مريم پيش از تولد نذر خدمت در بيت المقدس شد، پس از تولد در كنار مربي خود زكريا به حد رشد رسيد آنگاه هاتف غيبي او را به فرزندي كه عيسي (ع) نام دارد، مژده داد. مريم سرشار از نويدهاي آسماني به ميان قوم خود آمد، در بيت اللحم بني اسرائيل به گردش جمع شدند و به سرزنش پرداختند، با وجود معجزه ی عيسي (ع) كه در گهواره مادر را از تمام تهمتها مبرا خواند، بر مريم گران آمد كه در ميان اين مردم ملامتگر و عيب جو بماند، به اتفاق فرزندش راهي مصر شد تاآنكه عيسي (ع) 12 ساله شد، آنگاه به دستور سروش غيبي به ارض مقدس بازگشتند و در كنار رود اردن به خدمت حضرت يحيي (ع) رسيدند و از آنجا به مقصد دهكده ناصره روانه شدند هنگامي كه از ناصره همراه حواريون به سوي بيت المقدسي به حركت درآمد كرامات فراواني از او ظاهر گرديد، سرانجام به فتوايشوراي يهود و جوسازيهاي شديد آنان، حضرت عيسي (ع) توسط حكمران رومي سرزمين يهودا ظاهراً مصلوب شد( به روايت انجيل، مسيح در سال 30 ميلادي مصلوب شد) البته قرآن كريم مصلوب شدن عيسي (ع )را نفي كرده و ميفرمايد خداوند او را به سوي خويش بالا برد.- حدود 300 پس از به ظاهر مصلوب شدن مسيح ،كنستانتين امپراطور روم در سال 313 ميلادي دين مسيح را پذيرفت و اين مذهب را رسمي اعلام كرد.از سال 135 ميلادي تا پيش از قرن 5 فقط عده قليلي و انگشت شماري يهودي در بيت المقدس زندگي مي كردند.ظهور نبي مكرم اسلام حضرت محمد (ص)در سالهاي 569 يا 570 ميلادي حضرت محمد (ص) در مكه متولد شد.در 13 سال اول بعثت كه پيامبر اكرم در مكه زندگي مي كردند، مسجد الاقصي در بيت المقدس قبله ی اول مسلمين بود و پس از مهاجرت به مدينه در سال دوم در مسجد بني سلمه در شهر مدينه ،به فرمان خداوند، قبله ی مسلمين از مسجدالاقصي به مسجدالحرام تغيير يافت كه شايد خلع سلاح كردن يهود به خاطر اينكه مسلمانان را به دليل نمازگزاردن به قبله آنان تحقير مي كردند، از مهمترين دلايل آن بوده است.تسخير بيت المقدس: در سالهاي 614 ميلادي، خسرو پرويز پادشاه ايران بر بيت المقدس يورش برد و به تحريك يهوديان در اين شهر آثار مسيحيان را نابود كرد و هزاران نفر را طعمه سلاح خود كرد پس از مدتي به سال 629 ميلادي امپراطور روم، بيت المقدس را از سپاهيان ايران باز پس گرفت .پس از رحلت پيامبر، در زمان خليفه دوم (632 ميلادي)سوريه و بيت المقدس بدست مسلمين فتح شد و روميان در آنجا شكست خوردند. مسلمانان، بيت المقدس را از روميها (دشمنان يهود) بازستاندند و اين ادعاي يهود كه مسلمين قدس را از ايشان گرفتند موهوم است.جنگهاي صليبي:در ژوئيه 1099 ميلادي با تهاجم اروپائيان عليه مسلمانان جنگهاي صليبي آغاز شد كه تا حدود دو قرن ادامه يافت عده زيادي از مسيحيان براي تماشاي ظهور عيسي روانه بيت المقدس شدند و كشيشان هر سال وعده ظهور را به سال ديگر موكول مي كردند.پس از محاصره طولاني بيت المقدس و نبردي سخت عاقبت صليبيون وارد شهر شدند.((گودو آدوبويون)) سردار نخستين جنگ صليبي در گزارش خود به پاپ در باب اين جنايات نوشت:(( اگرميخواهيد بدانيد با دشمناني كه در بيت المقدس بلدست ما افتادند چه معامله اي شد همين قدر بدانيد كه افراد ما در رواق سليمان و بعد در لجهاي از خون مسلمانان مي تاختند و خون تا زانوي مركب ميرسيد.))در مراحل پاياني جنگ دوم صليبي در سال 1187 ميلادي صلاح الدين ايوبي صليبيون را تار و مار كرد، با همه ی توطئه ها و دسايس يهوديان را مورد رافت و عطوفت كامل انساني قرار دادند و يهوديان مجدداً به آزادي نسبي از جمله حق سكونت در بيت المقدس دست يافتند.باجنگهاي صليبي دانش و تمدن اسلامي به اروپا راه يافت.(دوره حكومت عثماني):طي سالهاي -1917 1517 ميلادي سرزمين فلسطين از قسطنطنيه توسط تركان عثماني اداره شد كه البته اين دوره نيز جز حكومت مسلمين بر فلسطين محسوب مي شد.

حضور يهود در فلسطين

حضرت ابراهيم عليه السلام حوالى 1900 سال ق. م به همراه برادرزادهاش (لوط) از عراق هجرت کرد و در فلسطين رحل اقامت گزيد و مردمان اين سامان را به توحيد فراخواند. پس از آن عبرانىها (يهوديان راستين)، در قالب عشاير دامپرور و در جستوجوى آب و غذا، به اين منطقه آمده و در ميان مردمان اين ديار- که از روى نوع دوستى و مهمان نوازى آنها را پذيرفته بودند اقامت گزيدند. اما وقتى تعدادشان فزونى يافت، شروع به درگيرى با ميزبان کرده، کوشيدند بر پارهاى از مناطق و اماکن مقدس چيره شوند. اوج اقتدار يهود در دوران حکومت حضرت سليمان بود که بخشهاى وسيعى از سرزمينهاى آباد آن روز را تصرف خود داشتند. اما خلق و خوى متکبّرانه يهوديان و اختلافى که بين آنان پيش آمد، آنها را از هم متفرق کرد و باعث شد حکومت آنان، چند سالى بيش دوام نياورد و پس از مرگ سليمان، به دست بختالنصر بابلى از ميان برود. در اين زمان بيشتر آنها به اسيرى گرفته شدند گرچه بعدها جمعى از آنان به وسيله کوروش به فلسطين بازگردانيده شدند.، در تورات از نبردهاى بسيارى که فلسطينىها در رويارويى با يهوديان غاصب داشتهاند، سخن به ميان رفته است. در مقطعى ديگر روميان با پذيرش مسيحيت، با يهوديان درگير شده، شمار کثيرى از آنها را کشتند. بدين سان حضور يهوديان پايان يافت و آنان در گوشه و کنار جهان پراکنده شدند. .

معراج نبى اکرم صلى الله عليه وآله
ده سال پس از مبعث رسول اکرم صلى الله عليه وآله، پروردگار يکتا، پيامبر خود را شبانه به مسجدالاقصى در فلسطين برد و از آنجا به آسمان عروج داد. علاوه بر اينکه قدس نخستين قبله گاه مسلمانان بود. در سال 16 ه. ق مسلمانان فلسطين را فتح کردند و اغلب مردم اين ديار اسلام آورده و در فتوحات اسلامى در شام، مصر و مغرب شرکت جستند. اصالت عربى و فتوحات مسلمانان، اثر به سزايى در سازگارى مردم اين ديار با اسلام داشت. در زمان فتح قدس، هيچ يهودىاى در شهر وجود نداشت چرا که به وسيله مسيحيان از ورود به آن منع شده بودند و از سويى آنان با مسلمانان شرط کرده بودند که از ورود آنها (يهوديان) به قدس جلوگيرى کنند. . بدين ترتيب مسجدالاقصى، سومين حرم شريف گشت و فلسطين، به استثناى دوره اشغال به وسيله صليبىهاى قرون وسطى) 1099 م.)- که سرانجام به دست صلاحالدين ايوبى) 1187 م.) آزاد شد پيوسته بخشى از خلافت اسلامى بود. فلسطين و قدس دگر بار و به دنبال اشغال فرانسوىها، به رهبرى ناپلئون- که توانسته بود براى مدتى کوتاه چند شهر فلسطينى را به اشغال درآورد به آغوش مسلمانان بازگشت.

احمد پاشا الجزار، فرمانده شهر عکا و نيروهاى [فلسطينى] تحت امر او، توانستند در سال 1799 م. ناپلئون را شکست داده و او را وادار به فرار کنند. ناپلئون در زمان خروج از فلسطين، اين جمله را بر زبان راند: آرزوهايم (برپايى امپراتورى در اين منطقه عربى) را پاى ديوارهاى عکا به خاک سپردم گفتنى است ناپلئون از يهوديان جهان و بقاياى آنها در فلسطين خواسته بود، در کنارش بجنگند و در مقابل برايشان دولتى در فلسطين داير کند که حامى منافع فرانسه در منطقه باشد. .

صهيونيسم و فلسطين

از آنجايى که بريتانيا، قصد سيطره و چنگاندازى بر منطقه عربى اطراف کانال سوئز را داشت، مصر را اشغال و يهوديان را ترغيب کرد تا ادعاى بىاساس خود را مبنى بر داشتن حق بازگشت، به کوه کذايى «صهيون» در قدس و برپايى دولت در فلسطين، مجدداً مطرح کنند دولتى که حامى منافع بريتانيا در منطقه بوده و از کمکهاى همه جانبه اين کشور برخوردار باشد. . بريتانيا در همين زمينه، مشوق تئودور هرتسل (خبرنگار يهودىتبار اتريشى) در امر دعوت از يهوديان جهان، براى تأسيس دولت صهيونيستى در فلسطين بود و عملًا نخستين کنگره صهيونيستى در شهر پازل سوئيس) 1897 م.) با حضور صدها تن از شخصيتهاى يهودى سراسر جهان برگزار شد. در اين اجلاس شرکت کنندگان موافقت کردند براى بازگرداندن يهوديان جهان به فلسطين و برپايى دولت صهيونيستى، عليه ملت و صاحبان راستين آن، تلاش کنند و در همين راستا مؤسسات مالى چندى، براى تحقق اين هدف شوم داير کردند. هرتسل هم به نوبه خود کوشيد سلطان عثمانى (عبدالحميد دوم)، در مقابل پرداخت چند ميليون سکه طلا، با تسليم فلسطين به يهوديان موافقت کند. سلطان عبدالحميد اين پيشنهاد را رد کرد و تأکيد نمود که سرزمين فلسطين، متعلق به مسلمانان بوده و حتى با پول همه يهوديان آن را نخواهد فروخت. بدين جهت يهوديان وى را در سال 1908 م. سرنگون ساختند. هرتسل که از اين نيرنگ طرفى نبسته بود، راهى آلمان، ايتاليا و روسيه شد تا آنها، يهوديان را در اشغال فلسطين يارى رساند امّا آنها از اين کار سر باز زدند زيرا فلسطين سرزمينى است که مردم خودش را داشته و تحت حاکميت امپراتورى عثمانى بود. او که دست خالى از اين کشورها بازگشته بود، به مشوق اصلى و مروّج ايده صهيونيستى (بريتانيا) روى آورد و اين کشور تعهد داد از طرح تشکيل رژيم صهيونيستى حمايت کند. .

به دنبال شروع جنگ اول جهانى، بريتانيا در سال 1917 م. با موافقت فرانسه، آمريکا و ديگر کشورهاى غربى، بيانيهاى را صادر کرد و به وسيله بالفور (وزير خارجه وقت اين کشور) به روچيلد (سرمايهدار يهودى) قول داد: وطن قومى براى يهوديان در فلسطين ايجاد کند. اين وعده به «بيانيه بالفور» موسوم شد. در سال 1918 م. (همزمان با شکست ترکيه و اشغال فلسطين بهوسيله بريتانيا)، کشورهاى يادشده تلاش کردند زمينه برپايى دولت يهودى را در فلسطين مهيا سازند. در همين رابطه جامعه ملل با قيموميت بريتانيا بر فلسطين، به منظور برپايى دولت يهودى در آن موافقت کرد. بريتانيا نيز نمايندهاى يهودى تبار (هربرت صاموئيل) را در سال 1920 م. به فلسطين گسيل داشت تا مقدمات کوچ يهوديان سراسر جهان را به آنجا فراهم آورد. بريتانياى استعمارگر به موازات اين اقدام، به تجهيز و آموزش نظامى يهوديان پرداخت و زمينهاى وسيعى را در اختيار آنان قرار داد تا شهرکهايى را احداث کنند.

ايستادگى فلسطينيان

فلسطينيان از همان ابتدا در برابر قيموميت بريتانيا و باندهاى صهيونيستى، پايدارى و مقاومت کردند و براى دفاع از زمين و پاسدارى از مقدسات، گروههاى جهادى تشکيل داده، تظاهرات و اعتصابهاى عمومى به راه انداختند. قيامهاى 1920، 1923 و 1929 (معروف به انقلاب براق) از آن جمله است. انگليسىها قيامهاى فلسطينيان را سرکوب و هزاران تن را کشتند يا به زندان انداختند تااز اين رهگذر، خدمتى به باندهاى صهيونيستى انجام داده باشند. شيخ عزالدين قسام با تشکيل گروههاى اسلامى- جهادى، به نبرد با انگليسىها و صهيونيستها پرداخت و سرانجام در سال 1935 م. به شهادت رسيد. در پى شهادت وى، فلسطين به رهبرى حاج امين حسينى (مفتى اعظم قدس)، يکپارچه قيام شد و حسن سلامه، عبدالرحيم الحاج محمد و عبدالرحيم مسعود و از شاگردان قسام، عمليات متعددى را بر ضد ارتش انگليس و صهيونيستها انجام دادند به طورى که بريتانيا براى سرکوب انقلاب مردم فلسطين، ژنرال مونت کورى جنايتکار

را فراخواند. نامبرده در سرکوب مردم مبارز فلسطين، نهايت قساوت را به کار برد به گونهاى که زندانها مملو از زندانيان، خانهها ويران، زمينهاى بسيارى مصادره و معيشت مردم بسيار سخت گرديد.

قيامهاى مردم فلسطين، تداوم داشت و به موازات آن، کوچ يهوديان سراسر جهان با هدف اشغال فلسطين نيز ادامه يافت تا اينکه پس از پايان جنگ دوم جهانى) 1945 م.)، بريتانيا و آمريکا توانستند در سال 1947 م. از طريق سازمان ملل متحد قطعنامه تقسيم فلسطين را صادر کنند. به موجب اين قطعنامه جائرانه، فلسطين بين فلسطينيان و يهوديان اشغالگر- که تعدادشان از 15 جمعيت ساکن آنجا فراتر نمىرفت و تنها 7 از سرزمين فلسطين به آنان اعطا شده بود تقسيم گرديد. البته فلسطينيان، اعراب و مسلمانان با تقسيم فلسطين مخالفت کردند. فلسطينيان به جهاد و مبارزه خويش ادامه دادند و عبدالقادر الحسينى (رهبر مجاهدان)، سرانجام در سال 1948 م. در جريان نبرد (القسطل) به شهادت رسيد.

غصب فلسطين (سال 1948 م.)

بريتانيا پس از اطمينان از توان باندهاى صهيونيستى در فلسطين و حمايت و پشتيبانى آمريکا و جهان غرب و شوروى از برپايى کشورى براى يهوديان، اعلام داشت که از فلسطين بيرون خواهد رفت و چنين نيز شد. ارتش انگليس در 1948 م. پس از واگذارى مراکز و تسليحات نظامى خود به باندهاى صهيونيستى و ابقاى برخى از فرماندهان در خدمت اهداف يهوديان، خاک فلسطين را ترک کرد. بن گوريون رهبر باندهاى صهيونيستى، از اين وضعيت سوء استفاده کرد و تأسيس کشور «اسرائيل» در سرزمينهاى اشغالى 1948 م. را اعلام نمود. مدتى بعد آمريکا، دولت صهيونيستى را به رسميت شناخت و به دنبال آن اتحاد جماهير شوروى هم چنين کرد. کشورهاى اروپايى يکى پس از ديگرى و بعد سازمان ملل متحد، اين دولت غاصب را به رسميت شناختند.

فلسطينيان اين ستم و ناروايى را نپذيرفته، به نبرد با صهيونيستها پرداختند. در اين نبردها، نيروهايى از ارتش کشورهاى مصر، اردن، سوريه، لبنان، عراق و و نيروهاى داوطلب اخوان المسلمين شرکت جستند ليکن به دليل ضعف تدارکاتى و تسليحاتى و حضور استعمارى بريتانيا و فرانسه در اغلب کشورهاى منطقه و خيانت برخى از رهبران، منجر به شکست اين نيروها و آوارگى صدها هزار فلسطينى گشت. به دنبال اين جنگ، کرانه باخترى، قدس و نوار غزه همچنان در دست فلسطينيان و به دور از اشغالگرى صهيونيستها باقى ماند ليکن کرانه باخترىو قدس تابع اردن و نوار غزه تابع مصر گشت.

پس از جنگ 1948 م. کشورهاى آمريکا، فرانسه و انگليس دولت غاصب صهيونيستى را به سلاحهاى پيشرفته (هستهاى، ميکروبى و شيميايى) مجهز ساختند. به رغم ناکامى، فلسطينيان، آنان دست از مقاومت و پايدارى برنداشته و گروههاى چريکى تشکيل دادند. اين نيروها حمله به شهرها و شهرکهاى صهيونيستى را در دستور کار خود قرار دادند. .

تجاوز سه جانبه (سال 1956 م.)

در سال 1956 م. انگليس، فرانسه و اسرائيل، در توطئهاى مشترک، تجاوز سه جانبهاى را عليه مصر تدارک ديدند و صهيونيستها نوار غزه و بخشى از سينا را اشغال کردند. اما بر اثر فشارهاى جهانى و عمليات مقاومت، ناگزير از اين مناطق خارج شدند. در سال 1963 م. سازمان آزادىبخش فلسطين به رهبرى احمد شقيرى، شکل گرفت و صاحب سپاهى در نوار غزه شد. همچنين جنبشهاى چريکى نظير جنبش فتح، جبهه خلق و تشکيل شدند و توانستند عمليات چريکى بسيارى را از خاک سوريه عليه صهيونيستها به مورد اجرا بگذارند و تلفات و ضايعات قابل توجهى به آنان وارد سازند. اسرائيل در سال 1967 م. با حمايت آمريکا، جنگى را عليه مصر و سوريه به راه انداخت و سيناى مصر و ارتفاعات جولان سوريه را- علاوه بر ساير بخشهاى فلسطينى به اشغال خود درآورد. اما ملت فلسطين همچنان به مقاومت خود در برابر اشغالگرى صهيونيستى ادامه داد. پس از شکست 1967 م. عمليات نظامى- چريکى فلسطينى، از خاک اردن عليه صهيونيستها گسترش يافت و خطر و تهديدى بالقوه براى يهوديان غاصب گرديد. به دنبال اين تحولات آمريکا و صهيونيستها، اردن را تحت فشار قرار دادند و اين کشور در سپتامبر 1970 م. فعاليت چريکى فلسطينيان را درهم کوبيد. کارهاى چريکى از اين پس، به سوريه و لبنان انتقال يافت.

در سال 1973 م. سوريه و مصر توافق کردند براى آزادسازى خاک اشغال شده خويش، با صهيونيستها بجنگند و اگر دخالت مستقيم آمريکا در جنگ نبود، شکست کامل صهيونيستها رقم مىخورد. در پى اين حوادث، مذاکرات آتش بس ميان مصر و رژيم صهيونيستى زير نظر آمريکا آغاز و کار به جايى رسيد که انور سادات (رئيس جمهور وقت مصر)، در سال 1987. به طور يک جانبه و در کمپ ديويد آمريکا، صلحى را با صهيونيستها امضا کرد. مصر با امضاى اين قرارداد، عملاً از گردونه درگيرى با دشمن صهيونيستى خارج شد ليکن خداوند سبحان خروج مصر را به واسطه پيروزى انقلاب اسلامى در ايران به رهبرى امام خمينىرحمه الله جبران کرد. رهبر عظيمالشأن ايران سفارت اسرائيل را تعطيل و سفارت فلسطين را به جاى آن داير فرمود و اعلام داشت: «اسرائيل غدّهاى سرطانى است و بايد ريشه کن شود». همچنين روز جهانى قدس را اعلام کرد. اين خط مشى و سياست حکيمانه و حمايت از مبارزات بحق مردم مسلمان فلسطين، با همان قوت ادامه دارد. .

تجاوز به لبنان
عمليات چريکى فلسطينيان- که از لبنان بر ضد اسرائيل شدت يافته و کيان غاصب آنها را به خطر انداخته بود صهيونيستها، آمريکائيان و فالانژيستهاى مسيحى لبنان را به تدارک توطئهاى مشترک عليه فعاليت چريکى آنان واداشت به طورى که در سال 1982 م. ارتش صهيونيستى به فرماندهى شارون جنايت پيشه و با حمايت آمريکا و اروپا، به خاک لبنان تجاوز و بيروت را اشغال کرد. در اين تجاوز هزاران چريک و غيرنظامى فلسطينى به قتل رسيدند و رزمندگان فلسطينى مجبور به ترک لبنان شدند. رژيم صهيونيستى در سال 1978 م. با مصر قرارداد صلح امضا کرد. در سال 1987 م. مردم فلسطين در کرانه غربى و نوار غزه، عليه صهيونيستها يکپارچه قيام کردند و نيروهاى جنبش مقاومت اسلامى فلسطين (حماس) فعالانه در انتفاضه شرکت جستند و تلفات فراوانى بر صهيونيستها وارد کردند. همين امر آمريکا را بر آن داشت تا در سال 1991 م. با هدف تحميل صلح در منطقه، کنفرانسى را در مادريد برگزار کند. نتيجه اين کنفرانس توافق ساف (سازمان آزاديبخش فلسطين) با صهيونيستها و امضاى موافقت نامه اسلو) 1993 م.) بود. ساف، دولت غاصب (اسرائيل) را به رسميت شناخت تا در مقابل، صهيونيستها نيز اين سازمان (ساف) را به رسميت بشناسند. پس از آن، مذاکرات بدون هيچ ثمرى آغاز گشت و به موازات آن مقاومت مردم فلسطين ادامه يافت. در سال 1994 م. اردن نيز در منطقه «وادى عربا» موافقت نامهاى با رژيم صهيونيستى به امضا رساند. ملت فلسطين به مقاومت خود ادامه دادند تا اينکه انتفاضه اقصى در سال 2000 م. شروع شد و صدها کشته و هزاران زخمى بر دشمن صهيونيستى تحميل کرد. .

تاریخچه نامگذاری روز قدس
سال‌‏ها قبل از پیروزی انقلاب کشورهای عربی و در راس آن سازمان آزادی‌بخش فلسطین روزی را در ماه اکتبر که یادآور پیروزی فلسطنیان در دره کرامه بود را روز فلسطین عنوان کردند.

در توضیح چگونگی نام‌گذاری روز فلسطین نزد فلسطینیان آمده است : بعد از جنگ چند روز سال ۱۹۶۷ و شکست مصر و سوریه برای اولین بار فلسطینی‌‏ها توانستند با یک سلسله عملیات نظامی در دره کرامه که مرز اردن و سوریه بود ارتش اسرائیل را به داخل آن منطقه بکشانند و با عملیات چریکی لطمات بسیاری شدیدی علیه اسرائیل وارد کردند.
به دنبال این پیروزی آن روز تاریخی به «معرکه کرامه» و «روز جهانی فلسطین» عنوان گردید که در ماه اکتبر مراسمی در این روز در همه جا برگزار می‌شد.
نامگذاری روز فلسطین هویت عربی داشت و مورد استقبال مسلمانان و کشورهای اسلامی قرار نگرفت.

در ۱۶ مرداد ۱۳۵۸، پس از بمباران جنوب لبنان توسط نیروهای دفاعی اسرائیل، امام روح‌الله خمینی (ره) ، از مسلمانان جهان خواست تا آخرین جمعهٔ ماه رمضان را به عنوان «روز قدس» انتخاب کنند و در این روز همبستگی خود را در حمایت از «حقوق قانونی مردم مسلمان فلسطین» به نمایش بگذارند.
امام خمینی در مورد روز قدس اعلام کردند : «روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است؛ روز حکومت اسلامی است. روزی است که باید جمهوری اسلامی در سراسر کشورها بیرق آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرتها فهماند که دیگر آنها نمی‌توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم می‌دانم، و روزی است که باید ما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم.» همچنین او در شرح جهانی بودن این روز گفت: «روز قدس، جهانی است، و روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است، روز مقابله ملتهایی است که در زیر فشار ظلم آمریکا و غیر آمریکا بودند، روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند، در مقابل مستکبرین، و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند... روز قدس، روزی است که باید سرنوشت ملتهای مستضعف معلوم شود باید ملتهای مستضعف در مقابل مستکبرین اعلان وجود بکنند، باید همانطور که ایران قیام کرد، و دماغ مستکبرین را به خاک مالید، و خواهد مالید، تمام ملتها قیام کنند، و این جرثومه‌های فساد را به زباله‌دانها بریزند.»

پس از دعوت امام خمینی، این روز در ایران به عنوان روز جهانی قدس نامگذاری شد. همه ساله در ایران گروه‌هایی از مردم قبل از اقامه نماز جمعه به راهپیمایی در حمایت از مردم فلسطین می‌پردازند. در شماری از کشورهای اسلامی نظیر ترکیه، اندونزی، بحرین، لبنان و پاکستان و حتی برخی از کشورهای غیر اسلامی نظیر ایالات متحده آمریکا و انگلستان نیز، تظاهراتی در برخی از مراکز اسلامی و با حضور گروهی از مسلمانان و غیرمسلمانان برگزار می‌شود.

سیاسی


ارسال نظر

نام:
ایمیل:
متن نظر:
 
برای مشاهده بهتر سایت از مرورگر فایرفاکس ، اُپرا و یا گوگل کروم استفاده نمایید