» احوالات یک خبرنگار بی سوژه

مهرگان
 
 
 

احوالات یک خبرنگار بی سوژه

20 شهریور 1392


آقای احمدی نژاد یادش بخیر ...
اما می دانی آقای دکتر یک ماهی است که دولت جدید آرام نشسته و کارش را می کند، هاله نور ندیده و دوستان ماورایی هم ندارد. حالا من مانده ام بگویم روحانی مچکریم یا احمدی نژاد مچکریم! آخر تو اگر به فکر مردم نبودی اما انصافا به فکر خبرنگاران بودی و خوب سوژه می ساختی!
حرا: بیش از یک ماه از تاریخ انقضای دولت احمدی نژاد می گذرد این روزها دیگر جنجالی نیست که سوژه رسانه ها شود. همه کارها آرام پیش می رود چیزی که در دولت احمدی نژاد بی سابقه و حداقل کم سابقه بود. این شرایط می طلبد که از آن دوران ناب سوژه ها یادی کنیم و بگوییم آقای احمدی نژاد به خاطر همه آن روزهای خوب مچکریم. این روزها دیگر جنجالی نیست که سوژه رسانه ها شود همه چی آرومه، جای تو خالیه، سوژه ها پریدن، دل من هم خونه...

می خواهم نامه ای برایت بنویسم ای آقای سوژه ها! یک ماهی است که تو نیستی ما هم سوژه ای نداریم! البته سوژه که چرا اما نه آن چنان جنجالی مانند سوژه هایی که تو مسببش بودی. حالا که فکر می کنم میبینم درست است که تخلف 3 هزار میلیاردی حاصل دولت تو بود، افزایش نقدینگی را به جایی رساندی که تاکنون ندیده بودیم، نرخ ارز را هم سه برابر کردی، آمارهایت هم که بعضا ساختگی بود که با هیچ عقل سلیمی جور درنمی امد، عزل و نصبهای جنجالی که نگو! ضرب المثل هایت هم لنگه نداشت و تاکنون نشنیده بودیم و من نیز به زحمت معنای آنها را از فرهنگ لغت در می آوردم؛ اما آقای دکتر سوژه ها داغ بود.

یادش بخیر با همه کشورها قهر کردیم بعد به دنبال آنها راه افتادیم! چقدر جالب بود اصلا من کشته این استراتژی کارشناسی شما بودم.

دولت شما آقای دکتر اگر برای مردم چیزی نداشت برای ما سوژه های خوبی داشت. درست است که مردم در این سالها اصلا شرایط خوبی نداشتند اما بازار سوژه ها داغ بود، یادش بخیر! آقای احمدی نژاد این روزها چون ماهگیر در کمین سوژه ها نشسته ایم! اما خوشم آمد بعد از تحویل دادن دولت نیز دوباره دست به کار شدی. اول با ماجرای دانشگاه 16 میلیاردی و بعد هم ماجرای عصا و خرابی آسانسور و گوسفند و دانشگاه علم و صنعت. البته ساختمان و خودرو هایی را که تصرف کردی و پس نمی دهی هم بماند! راستی چرا آسانسور خراب شد؟ ای کلک نکند باز هم می خواستی برای ما سوژه سازی کنی؟

اما می دانی آقای دکتر یک ماهی است که دولت آرام نشسته و کارش را می کند، هاله نور ندیده و دوستان ماورایی هم ندارد. حالا من مانده ام بگویم روحانی مچکریم یا احمدی نژاد مچکریم! آخر تو اگر به فکر مردم نبودی اما انصافا به فکر خبرنگاران بودی و خوب سوژه می ساختی!

آقای سوژه ها در این روزهای کم سوژه ای به دادم برس من منتظر هستم باز هم جنجال به پا کن، تو را به جان مادر چاوز باز هم دست به کار شو...

---


ارسال نظر

نام:
ایمیل:
متن نظر:
 
برای مشاهده بهتر سایت از مرورگر فایرفاکس ، اُپرا و یا گوگل کروم استفاده نمایید