» تسلیت به تحریم خواران

مهرگان
 
 
 

تسلیت به تحریم خواران

1 بهمن 1392

با توجه به اجرایی شدن توافقنامه ژنو و ترک خوردن دیواره تحریم ؛ عده ایی که از این نمد کلاهها دوخته بودند شروع به سیاهپوشی دفاتر و روزنامه های مربوطه نموده و به یکدیگر تسلیت می گویند من هم بعنوان یک هموطن که سالها تماشاگر لفت و لیس و رانتخواری این عزیزدردانه ها بودم مراتب تسلیت و تعزیت خود را عرض کرده و از خداوند متعال خواهان سلامتی و تندرستی دولتمردان منتخب مردم میباشم .

میدانیم دست کشیدن از قدرت و ثروت کلان و باد آورده خیلی سخت و ملال آور است اما چاره ایی نیست باید بازی روزگار را پذیرفت و دوران لفت و لیس و رانت و کمکهای بلاعوض تمام شد توصیه میکنم برای کسب آرامش این شعر زیبای وحشی بافقی را با هم زمزمه کنند.

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید

قصه بی سر و سامانی من گوش کنید گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید

شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟ سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟

روزگاری من و او ساکن کویی بودیم ساکن کوی بت عربده جویی بودیم

عقل و دین باخته دیوانه رویی بودیم بسته سلسله سلسله مویی بودیم

کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

اینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت

اول آنکس که خریدار شدش من بودم باعث گرمی بازار شدش من بودم

بسکه دادم همه جا شرح دلارایی او شهر پر گشت ز غوغای تماشایی او

چاره اینست و ندارم به از این رای دگر که دهم جای دگر دل به دل آرای دگر

چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر بر کف پای دگر بوسه زنم جای دگر

بعد از این رای من اینست و همین خواهد بود من بر این هستم و البته چنین خواهد بود

چون چنین است پی کار دگر باشم به چند روزی پی دلدار دگر باشم به

عندلیب گل رخسار دگر باشم به مرغ خوش نغمه گلزار دگر باشم به

بعد از این ما و سر کوی دل آرای دگر با غزالی به غزلخوانی و غوغای دگر

ای پسر چند به کام دگرانت بینم سرخوش و مست ز جام دگرانت بینم

مایه عیش مدام دگرانت بینم ساقی مجلس عام دگرانت بینم

تو چه دانی که شدی یار چه بی باکی چند چه هوسها که ندارند هوسناکی چند

یار این طایفه خانه برانداز مباش از تو حیف است به این طایفه دمساز مباش

میشوی شهره به این فرقه هم آواز مباش غافل از لعب حریفان دغل باز مباش

گرچه از خاطر وحشی هوس روی تو رفت وز دلش آرزوی قامت دلجوی تو رفت

شد دل آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت با دل پر گله از ناخوشی خوی تو رفت

حاش لله که وفای تو فراموش کند سخن مصلحت آمیز کسان گوش کند

---


ارسال نظر

نام:
ایمیل:
متن نظر:
 
برای مشاهده بهتر سایت از مرورگر فایرفاکس ، اُپرا و یا گوگل کروم استفاده نمایید