» خدا قبل از خلقت انسان

مهرگان
 
 
 

خدا قبل از خلقت انسان

11 فروردین 1392

خدا قبل از خلقت انسان

علامۀ طباطبایی در این باره می فرماید:

قدرت خداوند همان مبدئیت او برای ایجاد و علیت او برای ماسوایش است و این قدرت عین ذات الهی است و لازمۀ این، دوام فیض و استمرار رحمت و عدم انقطاع عطیۀ الهی است، البته از این دوام، عالم طبیعت (1) لازم نمی آید ...(2) و از طرفی عالم امکانی منحصر در عالم مادی نیست از آن رو که در جای خود به اثبات رسیده است که عالم امکانی به عالم مادی و مجرد تقسیم می شود و عالم مجرد به مجرد عقلی و مجرد مثالی تقسیم می شود (3)

نتیجه این که هر چند فیض الاهی دوام دارد، ازلی و ابدی و همیشگی است ولی ازلیت و ابدیت او ذاتی نیست. بلکه ظلی و سایه ای است؛ یعنی همان گونه که در ذات خود محتاج خداوند است در صفات خود و در ازلیت و ابدیت نیز محتاج اوست.

از این نکات روشن می شود که فیض و عنایت خداوند علی الدوام و همیشگی بوده، و نمی توان آن را به بعد از خلقت عالم امکانی نسبت داد. به عبارت ساده می توان گفت: خداوند همیشه فیض رسانی می کرده است.

کار خداوند فیض رساندن دائمی به موجودات استزیراخداوند متعال فياض على‏الاطلاق است و فيض او دائمى است و لحظه و آنىقطع نمى شود و بنابراينهيچ زمانى نبوده كه خلقى وفيضى نباشد،زيرا تمام ممكنات با زبان حال خود فرياد احتياج و فقر سر مى‏دهند و بازبان حال عرض نياز به بى‏نياز مطلق مى‏كنند و فيض او نيز دائمى است. اوذاتا داراى تمام كمالات است كه از جمله كمالات او فياضيت و خالقيت ورازقيت است.لازم نيست تمام موجودات او را بشناسيم. چه بسيار از مخلوقات الهى كه اصلا به تصور ما نمى‏آيند و از احوال آنها آگاه نيستيم. همينمقدار عقل ما به ما فتوا مى‏دهد كه كل جهان مادى و طبيعى قديم زمانى است ومسبوق به عدم زمانى نيست و بيش از اين لااقل تاكنون براى ما ناشناخته استو شايد گوشه اى از آن در آينده مكشوف شود.
آيه شريفه 29 سوره مباركهالرحمن «يسئله من فى السموات و الارض كل يوم هو فى‏شان تمام كسانى كه درآسمانها و زمين هستند از او تقاضا دارند، و او در هر روز در كارى‏نو مشغولاست». از دو بخش تشكيل شده است:

بخش اول: تمام موجودات به او نياز دارندكه اين به اين معنى است كه تمام موجودات در هستى و شوون ذاتى و غير ذاتىخود به او محتاجند. به زبان فلسفى تمام موجودات حادث ذاتى هستندو در پيدايش و بقاء خود به علت خود يعنى ذات بى نياز پاك نيازمند.

بخش دوم: ذيل آيه است كه «كل يوم هو فى شان هر روز خدا در كار جديدى است». آيا منظور از «يوم» زمان است، پس تفسير آيه اين است كه خداوند تعالى هرزمانى در آفرينش جديدى است و هر زمانى طرحى نو در مى‏اندازد،(1) يا منظوراز «يوم» امرى بالاتر از زمان است كه به علت ضيق تعبير از آن به «يوم» تعبير شده است؟ توضيح اين كه هر حادثه اى اگر زمانى باشد دو چهره دارد: زمانى و زمانه اى. آنچه مربوط به زمان است جزء تاريخ است و آنجه مربوط بهزمانه است در تاريخ و بند زمان نمى‏گنجد و فراتر از زمان مى رود و چونثابت است فراتر از زمان و مكان مى رود. چنانچه واقعه عاشورا يك بعد زمانىدارد و يك بعد زمانه اى و ملكوتى كه فراتر از زمان و مكان است،(2). با اينتفسير احتمال دارد كه منظور از «يوم» زمانه باشد. زيرا پديده مادى كه چنينباشد، كه چهره ملكوتيش فراتر از زمان باشد و در عين حالى كه در زمان ومكان واقع شده است، در زمان و مكان نگنجد از آنها فراتر رود، موجود مجرد وآن هم مجرد على الاطلاق كه هيچ جهت امكان و نقصى در او نيست، و هيچ چهرهزمانى ندارد، لاجرم در ظرف زمان نمى‏گنجد، آرى او در هر زمانى هست اما درزمان نيست و زمانمند نيست و در هر مكانى هست و اما در مكان نمى‏گنجد ومكان‏دار نيست،(3) بنابر اين معناى آيه اين مى‏شود كهخداوندمتعال در هر زمانه‏اى در كارى جديد است و امرى جديد مى آفريند كه هرگزنبوده است و كارهاى او تكرارى نيست، بلكه بدون الگو و ابتكارى است.

براى تفسير بيشتر آيه به تفاسير ذيل مراجعه كنيد: 1- تفسير نمونه ج: 23 ص: 137 138 و 140141 2- تفسير الميزان متن عربى ج: 19 ص: 115 و 117 3- تفسير الميزان ترجمهفارسى ج: 19 ص: 170 171 و 371 به زبان ساده تر می توان گفت : هر چه ازموجودات مادی فرض کنیم ، ابتدای زمانی خواهد داشت و زمان با ماده به وجودآمد ، اما می توان عالمی فراتر از زمان فرض کرد که در آنجا تغییر ودگرگونی نیست و آن عالم ابتدای زمانی ندارد و به ادیت الهی ، ابدی است . با این تفاوت که خداوند آفریده آن و بی نیاز است و آن عالم نیازمند بهخداوند. پس هیچ زمان و دوره و حتی فارتر از زمان را نمی توان فرض کرد کهخداوند فیض وجود و هستی بخشی نداشته باشد و همان گونه که خداوند ازلی وابدی است ، آفرینش گری او نیز ابدی و ازلی است.
-----------------------------------------------------------------------
پى‏نوشت‏ ها :
(1) تفسير نمونه، ج 23، ص 134 و 531)
(2) عرفان وحماسه، آيت الله جوادى آملى، ص 94- 64)
(3) الميزان ج 19 ص 116)

---


ارسال نظر

نام:
ایمیل:
متن نظر:
 
برای مشاهده بهتر سایت از مرورگر فایرفاکس ، اُپرا و یا گوگل کروم استفاده نمایید