» منتقدان گذشته فتنه گر بودند و منتقدان امروز دلسوز

مهرگان
 
 
 

منتقدان گذشته فتنه گر بودند و منتقدان امروز دلسوز

20 مهر 1392

منتقدان  گذشته فتنه گر بودند و منتقدان امروز دلسوز

کدام دلسوز معتقد به مبانی جمهوری اسلامی است که نقد و نقادی را خطری برای نظام اسلامی تشخیص دهد؟ اما چرا باید در فصلی منتقدین را فتنه گر، بی بصیرت، جاسوس، وابسته به بیگانه، وطن فروش و......خطاب کنیم، ولی حالا که دولت مردمی سرکار آمده است، نباید از افراطیون لنین مشرب خواست که امنیت روانی جامعه را به هم نریزند؟

در حالی که در 8 سال اخیر، بسیاری از منتقدین دولت و جریان حاکم به صرف انتقاد با انگ توهین و تبلیغ علیه نظام با انواع فشارها و محرومیت ها از جمله دستگیری مواجه می شدند و چهره های افراطی چون احمد خاتمی نیز به تئوریزه کردن این برخوردها می پرداختند، اکنون که مردم از این رویه خسته شده و به "اعتدال" روی خوش نشان داده اند، جناب احمد خاتمی می گوید اگر کسانی انتقادی به دولت کردند، به آنها افراطی نگویند.

به گفته وی، این افراطی گفتن به معنای ایجاد خفقان رسانه ای است و القای اینکه معتدل کسانی هستند که دائم به به می گویند. متأسفانه بعضی قلم ها زهرآگین است ممکن است کسی نسبت به خطبه ای نقد واردی داشته باشد، خبب بنویسند و ما هم با آغوش باز می پذیریم اما نیش زدن در شأن یک مسلمان نیست.

به گزارش خبرنگار "آینده"، این نشان می دهد که ظاهرا جناب خاتمی از این که ادبیات افراطی خودش توصیف شده، ناراحت است.

در این حال حسن فاتحی در یادداشتی نوشت: امام جمعه موقت تهران، امروز در خطبه های نماز، در اشاره به عوامل نگهدارنده استحکام داخلی، به بیان مولفه های جالبی پرداخت، در حالی که وقتی همین مولفه ها و عوامل در فصل افراط گری های جریانی خاص، از زبان منتقدان ودلسوزان نظام اسلامی مطرح می شد، همین بزرگوار و دوستان همفکرشان مواضع کاملا متفاوتی را اتخاذ می کردند.

وقتی بزرگان نظام و شخصیت های رکین جامعه، از وحدت سخن به میان می آوردند، جناب مصباح، تئوریسین جریانی این دوستان بیان می نمود "شکست خوردگان سیاسی و کسانی که حتی در نماز جمعه هم راهشان نمی دهند، دم از وحدت می زنند". زمانیکه دوستداران واقعی حاکمیت اسلامی از فضای امنیتی و قلع و قمع منتقدین گلایه می کردند، و اینکه مبادا انقلاب اسلامی به دست نااهلان بیفتد که امام راحل هم بدان وصیت نموده اند که مواظب باشیم، دوباره طیف خودحق پندار و خودشاخص بین، ازاصحاب فتنه سخن به میان می آوردند و یکی را جاسوس، آن دیگری را بی بصیرت و مردمانی را متهم به برچسب های ناروای اخلاقی می کردند.

وقتی حتی مراجع عظام به عنوان چشمان تیزبین جامعه اسلامی، از هاله های نور آنچنانی نقد می کردند، فردایش لشگر چند ده نفری لنینی به نام مردم، تریبون های نمازجمعه را بر امامان جمعه ای چون آیت اله جوادی آملی تنگ می کردند، زمانی که حتی رئیس مجلس در مراسم 22 بهمن سخن می گفت، ناگهان همین لشگر لنینی حتی حرمت حرم حضرت معصومه (س) را نگه نمی داشتند.

آن زمانی که نوه امام خمینی (ره) تنها بعد از گذشت سالیان محدودی از ارتحال جد بزرگوار خود، در حرم امام خمینی می خواست چند کلامی بر زبان بیاورد، باز هم همین جریان بایکوت و تخریب، علیه یادگار امام راحل شعار می دادند و حرم امام خمینی را برهم می زدند، حالا جناب آقای احمد خاتمی سخن از نقدپذیری به میان آورده و توصیه می نمایند که مبادا" منتقدین را افراطی بنامیم".

او نمی داند که افراطی به کسانی گفته می شود که چنین سوابق مشعشعی دارند و با تشویق یا سکوت امثال ایشان روبرو بوده اند و اکنون هم که از مردم تودهنی خورده اند، باز به کفش پراکنی و توهین ادامه می دهند.

برادر احمد خاتمی! بینی و بین الله آیا همین پنج فاکتوری که شما تحت عنوان عوامل استحکام داخلی بعد از دوره ویرانگر افراط و هیاهو مطرح می نمایید، درآن عصر هیاهو و افراط گری ها از زبان بزرگان نظام اسلامی و مراجع عظام ونخبگان مردمی بیان نمی شدند؟ براستی چرا شما بزرگوار در آن فصل، حتی از انتقادات شهروندان بر می آشفتید و از سیاه نمایی ها سخن به میان می آوردید؟

برادر احمد خاتمی، چرا باید حافظه انقلابی و تاریخی مردم خویش را به سخره بگیریم؟ آیا غالب منتقدان عصر افراط همین دغدغه هایی که شما تازه با اما واگر مطرح می نمایید، بیان نمی کردند؟ کدام دلسوز معتقد به مبانی جمهوری اسلامی است که نقد و نقادی را خطری برای نظام اسلامی تشخیص دهد؟ سخن بر سر این موضوع مهم است که چرا باید در فصلی منتقدین را فتنه گر، بی بصیرت، جاسوس، وابسته به بیگانه، وطن فروش و......خطاب کنیم، ولی حالا که دولت مردمی سرکار آمده است، نباید از افراطیون لنین مشرب خواست که امنیت روانی جامعه را به هم نریزند؟

چطور می شود درفصلی تلاش ذلیلانه و عزت شکنانه افرادی برای ایجاد ارتباط با آمریکا که البته با بی اعتنایی مغرورانه بیگانگان روبرو می شود را ندید، ولی حالا که بعد از راهبرد رهبر انقلاب، دولت تدبیر و امید در راستای عملیاتی نمودن رویکرد نرمش قهرمانانه تلاش می نماید، صاحب تئوری "مذاکره با شیطان در قعر جهنم"، ارتباط تلفنی رئیس جمهور کشورمان با اوباما را کار صهیونیستها القا می نمایند؟

اجازه دهید به یک عامل مهم نیز من شهروند اشاره کنم که بدون لحاظ آن عامل، فاکتورهای پنجگانه جنابعالی کارایی نخواهد داشت و آن اینکه الگوهای دینی و مدیریتی ما، باید با مردم شفاف و صادق باشند، اینکه رفتاری زشت با رویکرد جناحی و تیمی محک حق و باطل بخورد، تناقض و دروغ آشکاری است که مردم فهیم ایران طبق آموخته های دینی خود نخواهند پذیرفت، ولی اگر الگوهای ما هم خطاهای خودشان را بپذیرند و عرصه را برای شایستگان آماده نمایند، در این صورت خواهد بود که فاکتورهای شما دراستحکام داخلی نظام موثر واقع خواهد شد. بیایید باورکنیم و بپذیریم که عصر افراط گرایی ها و هیاهو محوری ها تمام شده است، حالا مردم امام جمعه ای را ترجیح می دهند که درد مردم را بگوید و رابط بین مردم و نظام باشد....

البته اگر (جسارت نباشد) افراطیون بگذارند!

---


ارسال نظر

نام:
ایمیل:
متن نظر:
 
برای مشاهده بهتر سایت از مرورگر فایرفاکس ، اُپرا و یا گوگل کروم استفاده نمایید